هجويه ای برای سرکار خانم کاف

پيش درآمد:خداوند خدا بر تخت با شکوهش در عرش نشسته بودکه اسرافيل گريان وارد شد و گفت خدا من از دست اين خاله خرسه خسته شدم.يا جای من تو بهشته يا جای اون.خدا پرسيدچی شده و اسرافيل گريان توضيح داد که خاله خرسه درون شیپورش  پی پی کرده،چون حدس ميزد  صور اسرافيل نيمه پر صدای بهتری ميدهد.خداوند يادش افتاد که خاله خرسه هفته پيش بال جبرئيل را کنده بود چون فکر ميکرد اينطوری خوش تیپ تر است و...پس خداوند برای جلو گيری از هتک ناموس ساير فرشتگان و مقربان درگاهش،خاله خرسه را به زمين فرستاد و طبق اصل تناسخ،خاله خرسه در قالب سرکار خانم کاف پا به جهان گذاشت!

پرده اول:سرکار خانم کاف(مخففش ميشه سرخک)وقتی بچه بود و از سينه مادرش شير ميخوردهمش نگران بود که مادر بزرگوارش به خاطر تطويل شير دادن به او خسته شود پس سعی کرد با کمک دو عدد دندانی که در آورده بود  مسير عبور شير را تعريض کند...نتيجه سينه متورم و کبود مادرش بود...البته برخی بد خواهان انگشت اتهام اين کبودی را به سوی پدر سرخک نشانه ميگيرند ولی ما چون خودمان آنجا نبوديم انگشتمان را به جايی حواله نميکنيم!

پرده دوم:سرخک در مدرسه معتقد بود که خانم معلم جذابش وقتی ايستاده نطق ميکند نفوذ کلامش در بين بچه ها دو برابر وقتی است که پشت ميزش مينشند و حرف ميزند فلذا برای تسريع در جذابيت خانم معلم يک فقره ميخ روی صندلی او گذاشت ،بالنتيجه وقتی خانم معلم روی صندلی نشست ميخ فوق الذکر تا دسته در ماتحت لطيفش فرو رفت و نامبرده تا اخر سال نتوانست بنشيندکه اين مهم به نوبه خود منجر به طلاق معلم بدبخت از همسرش شد .برخی اگاهان اين مساله را با قزوينی بودن آن شوهر مربوط ميدانند که ما باز هم نظری درين مورد نداريم!

پرده سوم:سرخک به دانشگاه رفت.در آنجا يک استاد سخت گير بی تربيت امتحان سختی از همکلاسی های سرخک گرفت که نصف اناث کلاس از عظم سختی اين امتحان پريودشان جلو افتاد و نصف مابقی عقب.سرخک قهرمان هم برای جلوگيری از رواج شايعات بی ناموسی در مورد همکلاسی هايش دفتر استاد مربوطه را اتش زد تا ورقه های امتحانی کلهم اجمعين بسوزند و تق نمره های بد در نيايد اما درين بين يک مشکل جزيی وجود داشت:لباسها استاد مربوطه هم داخل دفترش بود يعنی اگر بخواهم واقع گرايانه تر بگويم خود استاد نگون بخت هم درون لباسهايش درون دفتر کارش بود.استاد سوخت ولی تصديق بفرماييد که يک فروند استاد جزغاله کمک چندانی به درمان پيش افتادگی يا پس افتادگی عادت ماهانه دوشيزگان جوان نميتواند انجام دهد و لااقل اينکه علم پزشکی هنوز همچين کشفی نکرده...

اين داستان ادامه دارد...

/ 10 نظر / 8 بازدید
نيلوفر

بابا چه حكايتيه حكايت خانم كاف! خودمونيم ها! جانوريه در نوع خودش!

فاهوس

از ان پست قبلی و قبل تری بسی خوشمان امد.

شهرزاد

امیر این چه وضع! نمیگی بعضیا شاید خجالت بکشن بابت این حرفا! اگر اول اینجا رو خونده بودم عمرا کامنت اون بلاگ رو اونزطوری مینوشتم. مثل اینکه این خاله خرسه بد جوری اذیتت کرده. خیر نبینه . خودمونیم تو هم ناجور به حسابیش رسیدی.

North Star

اوه اين خانم کاف چقدر مهم بيدن خبر نداشتيم . معرفی نکرده بيدين قبلاْ ؟ ولی چه اعجوبه ای بوده بيدن....

بلفی

من ميگم شايد اين اصلن خانوم نباشه و آقا باشه :))

زينب

فکر ننکنم انقدرا که ميگی عجوبه باشه ها فقط کمی کوته فکر شايد!

elham

hala nemishod khoda in khersesho befreste merikh ke to ham in ghadr asabani nashi ....in ke gozasht vali az in bebad too doa ham az khoda mikham hameye khers mersaye asab zanesho befreste ye jaye dige!

ghazal

می شه چند روز ايشون را به ما قرض بدهيد ؟