خاتمه خاتمی

در راستای اينکه در اخرين روزهای رياست جمهوری اقای خاتمی مشخص شد مشکلات اين چند سال تقصير گنجی است و بس. از اين رو برای تبيين ساير مسائل ۸ سال گذشته نکات ذيل تبيين ميشود:

۱-کارنوال عصر عاشورا: مقصر محمدعلی ابطحی -لعن الله ذاته-ميباشد که با لباس جينگول مستون و در هيبت زيزی چش قشنگه ،به در کردن بوق از ماشين ،غنچه کردن لب و گفتن«خاتمی بخورمت » اشتغال ورزيده و کار بد بويش را به گردن برادر پاسدار ضرغامی انداخت که درنتيجه بخش فوقانی ايشان هنوز بو ميدهد!

۲-قتل های زنجيره ای: اريل شارون،با لباس مبدل به تهران امد و ترتيب مختاری،پوينده ،فروهر ها،پيروز دوانی،مجيد شريف و...را داد و سعی کرد به اسراييل غاصب فرار کند اما در فرودگاه توسط برادر سعيد امامی بازداشت شد.وقتی برادر  فوق الذکر خواست شارون ملعون را به اوين منتقل کند ،اين پليد به گريه افتاد و گفت لااقل بذار برم مستراح،برادر امامی هم حساس،فلذا شارون را به نزديک ترين توالت عمومی هدايت اسلامی نمود.اما شارون جنايتکار از فرصت استفاده کرده و از پنجره ده سانت در ده سانت توالت گريخت.بعد چون برادر امامی بوی شارون را ميداد بازداشت و از فرط عذاب وجدان با واجبی خودکشی کرد.

۳-حمله به کوی دانشگاه:گروهبان عروجعلی ببرزاده، ريش داشت اما ريش تراش نداشت،از اين رو وقتی ريش تراش يک دانشجوی سوسول را ديد وسوسه شد و ان را کف رفت،اما دانشجوی مربوطه بی جنبه بوده و شروع به جيغ و ويغ کرد عروجعلی هم دست و پايش را گم کرده و مشاراليه را از طبقه پنجم به پايين پرت نمود-حالا عروجعلی جان با دانشجوی سوسول در طبقه پنجم چه ميکرد بماند-بعد دانشجوهای بی مرام بر سر و غيره عروجعلی ريختند و شروع به کاری کردند که من شرمم مياد بهش فکر کنم چه برسه به اينکه بنويسم ،در نتيجه ببرک فريادی از اون ته جگرش بر اورد که«سردار نظری کجايی که عروجعليتو کشتن» سردار نظری هم نازک طبع ولطيف خيال، ريخت تو خوابگاه با روش های مدنی عروجعلی را از مرگ و ساير موارد تقريبا نجات داد.بعد دانشجوها که ديدن جای عروجعلی تره و بچه ای هم متاسفانه موجود نيست  به جان هم افتادند و ان شد که قادعتا نبايد ميشد

۴-ترور سعيد حجاريان:اين يکی سعيد هم مثل اون يکی سعيد چوب وظيفه شناسشی رو خورد.وقتی مادلين البرايت به عنوان نماينده امريکا با لباس مبدل -مثلا تو هيبت مايکل جکسون -اومد انتاليا و يه چمدون پر دلار داد به سعيد حجاريان تا بين روزنامه نگارها توزيع بشه ،اين سعيد جان قضيه رو جدی گرفت و هرچی عبدالله نوری بهش گفت من کلفت ترم به من بيشتر از عباس عبدی پول بده، تو کتش نرفت که نرفت. گفت الا و بلا به همه يه اندازه ميدم!.عبدليم با لباس مبدل از اوين اومد بيرون سوار موتور هزار داداش بعدها مرحومش شد و يه تير خالی کرد تو لپ سعيد حجاريان.سعيد عسگر بنده خدا از اونجا رد ميشد که عبدالله نوری بعد از انجام فعل شنيعش با سعيد حجاريان بهش گفت داداش يه دقه اين موتورو نگه دار من برم دست به اب و تجديد وضو!اين بچه ام ساده ،چون از استاد مصباح شنيده بود روحانيت گفت بمير بگو چشم گفت چشم حاج اقا و درنتيجه همه کاسه و کوزه ها سرش شکست!!

خواستم يه اشاره ايم به پرونده زهرا کاظمی بکنم چون وبلاگ خواننده زير ۱۸ سالم داره روم نشد.

بازم بگم اقای خاتمی يا همين حد افشاگری کفايت ميکنه قربان!اقای سيد محمد خاتمی،هنوز هم دوستت دارم ولی اين اواخر وقتی دهان مبارکتان را ميگشاييد احساس ميکنم خدا بهمون رحم کرد که شما تو اين ۸ سال سکوت پيشه فرموديد والا نميدونم چه به روز اين اميدی ميومد که ما ابلهانه به پای شما ريختيم.خسته نباشيد جناب اقای رييس جمهور!

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاهوس

سلام امير از ان مدل طنز هايی بود که اولش ميخندی ولی اخرش دلت يک جوری ميشه.

دماوند

امير خان اگه بروز کردی مارو هم خبر کن

بلفی

اشاره های جالبی کرده بودين. ديگه يه باره زهرا کاظمی را هم می گفتين ديگه!

ساناز

نثر خوب و طنز خوب تری داري . باقی قضايا هم که...

saghi

همش قشنگ بود...قسمت اخر از همه بهتر...

saghi

وبلاگ متفاوتی داری...و خيلی قشنگ نيگا ميکنی...و قشنگتر و رساتر می نويسی...خوشحالم که شانس اينو داشتم که مطالبتو بخونم...و ازت ممنونم که می بينی و می شنوی...اينروزا خيلی نياز هست به چشم بينا و گوش شنوا...و قلم جذاب.

مادر باران

آقای خاتمی آنقدر باهوش نبود که پیش از ناامید کردن شما و من عرصه سیاستی را که به روایتی هرگز به آن متعلق نبود رها کند اما در وجودش چیزیست که هنوز من نیز همانند شما و دیگرانی نظیر ما دوستش دارم.

مادر باران

آقای خاتمی آنقدر باهوش نبود که پیش از ناامید کردن شما و من عرصه سیاستی را که به روایتی هرگز به آن متعلق نبود رها کند اما در وجودش چیزیست که هنوز من نیز همانند شما و دیگرانی نظیر ما دوستش دارم.

شهرزاد

خيلی بسيار مفرح بيد مرسی.زنده باشی و بازهم طنازی کنی.