نامه به معشوقی که هنوز زاده نشده ۲

سلام! بی مقدمه بروم سر اصل مطلب؟امروز عصر داشتم خدا را شکر میکردم که تو هنوز به دنیا نیامده ای.این دو سه روزه دقیقن فاقد آستانه تحملم.اولش فکر کردم مثل چند وقت پیش آستانه تحملم تا حد کمربندم آماده پایین اما یکی دو چشمه امروز رو کردم که فهمیدم اوضاع بسی وخیم تر ازین حرفهاست دلبرک و من تا اطلاع ثانوی کلی و جزیی فاقد پدیده با شوکتی مثل آستانه تحملم.خروس جنگی را دیده ای انگار من را دیده ای.چه خروسی هم بشوم من.ازین خروس های گنده که قوقولی قوقو یشان از تهران کاخ سفید را میلرزاند و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی میزند.

بد اوضاعیست دلبرک!کار دست خودم و دیگران ندهم خدا رحم کرده.بعد از ظهری توی بانک یک خانم محجبه جلویم بود که داشت با یک خانم محجبه دیگر دل و قلوه رد و بدل میکرد-درست نفهمیدم کی داشت میداد و کی داشت میگرفت-بعد یکهو یکی از آن خانمها در حیص و بیص دادن و گرفتن چنان عشوه شتری برای آن یکی دیگر آمد که من یکهو جای آستانه تحملم درد گرفت-لامصب فکر کنم ناسور شده هر چیز زاغارتی که رویش کشیده میشود برایم حکم پارچه قرمز را برای گاو ایفا میکند-نزدیک بود بزنم کل کاسه و کوزه طرفین داد و ستد را بریزم بهم که کف نفس کردم!

حالا هی پشت چشم نازک کن که این اوضاع چه ربطی به ظهور فرخنده ذات ذی وجودتان دارد؟خوب خانمی!اگر دنیا آمده بودی من هی توی این حال با تو بد اخلاقی میکردم و بهانه های خر پسند ازت میگرفتم که بیا و ببین بعد حتمن تو پشیمان میشدی از دنیا آمدن نه؟الان میبینم که داری قربان صدقه دور اندیشی و عاقبت بینیم میروی.برو برو که جای دوری نمیرود(نارسیسیسم است دیگر).روزگاری شده

پی نوشت:تنها چیزی که کمی از خشمانیت نفسانیم میکاهد محسن نامجوست.گوگولی مگولی است این بابا برای خودش!

/ 10 نظر / 7 بازدید
نرگس

اون دفعه که گير سلينجر بودی..حالا هم محسن خان نامجو...تو معشوق ميخوای چيکار

sherry

خشمانيت

روشنک

حرص نخور امير جان .منم خوشحالم که دلبرکت به دنيا نيومده نه برای اينکه تورو توی اين حال و روز نميبينه بلکه اون دنيا بهشته و اين دنيا با وجود ... جهنم ميدونم که ميدونی منظورمو از ترس چيزايی که شنيدم و اونهمه دلهره گذشته از يه خر مگس هم که توی اتاقم اومده داشتم سکته ميکردم هنوزم نکشتيمش رفته قايم شده

نرگس

من شرط می بندم تا چند وقت ديگه عنوان اين پستها بشه: نامه به معشوقی که هرگز زاده نشد ...

آرمان آریایی

سلام با نرگس به طرز خفنی موافقم...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

son of thunder

بسی خوشمان آمد .در اين اوضاع گوزی که بنده حقير در آن گير گرده ام همين نوشته ها غنيمت می باشد.مرسی

گلناز

. چه حالی می کنم با اين نامه ها

مهسا

اين دلبرک‌رو فکر کنم ميخوان سفارشی واست به دنيا بيارن حالا به کیا می‌خوای سفارششو بدی؟!!

امیرهمایون

تمام آرشیوتون رو خوندم. بسیار لذت بردم و بسیار هم خندیدم. یکی از بهترین وبلاگهایی بود که تا به حال خونده ام.