نامه به معشوقی که احتمالن هنوز زاده نشده۶

سلام دلبرک!جایت خالی آخر هفته رفتم ولایت و برگشتم.بسی خوش گذشت،فقط میماند این وسط یک گلایه:من در دل شب تاریک میان جاده های پهن طولانی رفتم و برگشتم.نمیشد شما من باب بنده نوازی یک فقره خبری از من بگیرید که رسیدی؟خوبی؟اصلن بهانه نیاور که «من که هنوز دنیا نیومدم چطور میتونستم حالتو بپرسم؟»اصلن این بهانه ها قبول نیست.این همه امداد غیبی و کمک خفیه و اینها که این روزها به شدت باب شده شامل حال شما نمیشد؟ضمنن گیر نده که«خیالم راحت و دلم روشن بود که سالم میری و میای».جسارتن به عرض میرسونم بابای حضرت یوسفم همین خوش خیالی ها رو در مورد پسرش داشت اما حضرت یوسف بنده خدا سر از چاه در آورد و حتی پشت سرش حرف مفت زدن که گرگ تیکه پارش کرده و هکذا...این یک گلایه عاشقانه تمام عیاره:با من به ازین باش که با خلق جهانی،به چه زبونی بگم دلبرک به هیکل درشتم نگاه نکن،دلم اندازه گنجیشکه

این روزها مدام تاب میخورم بین این خیال شیرین که شاید تو داری به دنیا میای و این اضطراب که ممکنه همش یک تصور سراب گونه باشه،فکرشو بکن چه رحمی خدا به بندگانش کرد که من دکتر زنان و زایمان نشدم.اونوقت با این قاطعیت بی نظیرم حتمن به پدر مادر طفل میگفتم:ببینین بچتون تا وسط راه اومده ها ولی بعد پشیمون شده برگشته رفته سر جاش...نه نه حالا داره میاد...نخیر نمیخواد بیاد...اومد...نیومد...و....!

روزگاری شده برای خودش این روزها...دلم برایت تنگ شده دلبرک!

پی نوشت:دوستی تعریف میکرد که این سلسله پستها باعث خلق هیجان در برخی حضرات خواننده شده و حتی به من اخباری رسیده دال بر اینکه برو بچ بر سر زمان دنیا اومدن دلبرک دارن شرط بندی میکنن و چه پولها که رد و بدل نمیشه...فلذا ضمن تشکر از احساسات پاک خلق مسلمان ایران زمین به استحضار میرساند اولن پورسانت بنده از این شرط بندی ها فراموش نشه-چون قطعن دنیا اومدن دلبرک خرج داره- و ثانین چون در اسلام فقط شرط بندی در مورد تیر اندازی وچند فقره جزیی دیگه مجازه پس هنگام شرط بندی نیت تیر اندازی بفرمایید تا خدای ناکرده به گناه نیفتید.و من الله توفیق:امیر!

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عادله

گرچه عادت ندارم ازت تعريف کنم برادر امير ولی اعتراف می کنم که اين پستت سرشار از احساس بود

الهام

خلق مسلمان ايران به قدري هيجان زده شدن كه نه تنها شرط بندي كردن بلكه زدن تو خط زاد و ولد بيشتر براي تسريع در امر تولد اتفاقي دلبرك، امير جان ميدوني كه اين خلق خدا منتظر بهانه ان، خلاصه خودت يه كاريش بكن برادر

نرگس

چه عرض کنم والله...شما تشريف برديد ولايت حال و حولتان را کرده ايد..از اب و هوای خوش استفاده فرموده ايد... ديدار اقوام و عزيزان را تازه کرده ايد...تازه در پی آرامش هم حرفها شنيده ايد... بعد که برگشته ايد ياد دلبرک افتاده ايد؟؟‌چون دلبرک آدم زنده نيست فعلا تا اطلاع ثانوی فلذا نيازمند وکيل وصی می باشد و من خودم خودم را به اين سمت منصوب ميکنم و ميگم اونموقع که داشتی ميرفتی ولايت يه کلمه از دلبرک اجازه گرفتی؟؟؟ يه بار اونجا گفتی هی دلبرک کجايی؟؟؟ هوم...هوم ...هوم؟؟؟؟ امضا: وکيل وصی دلبرک هنوز به دنيا نيامده...

مرگ قسطی

دلبرم دلبر خانه خرابم نکن....بيا...بيا...حالا يالا بيا بيا ..يالا بيا

دربه در، آواره

امیر گرامی باز صلوات بر همون ممدی که با هفت هشت ساله اش، بله .شما که دل به کمتر از اوناش داری

گلناز

اگه بدونی چقدر می چسبه خوندن اين نامه ها آقای دل گنجيشکی

گل تن

نه ماه و نه روز و نه ساعت بايد حيوونک ی بمونه تو يه جای تاريک . توی رحم تنگ . . . آخی ! ! !

امير

نه گلتن جان!خودم زودی نجاتش ميدم...به اين ميگن تفکر قهرمانی

روشنک

دلم برای نامه هات تنگ شده بود داداش گلم خواهر فدای دل گنجيشکيت بشه

گلناز

لطفاً تا پرشين دوباره قاطی نکرده نامه ی هفتم رو ارسال کنيد