نامه به معشوقی که بودنش خیلی خيلی بيشتر از خوردن ديزی در يک روز برفی لذت دارد   

سلام دلبرکم!منطق حکم میکند که وقتی خودت مثل ماه تشریف داری توی زندگیم اینجا نامه نوشتن برایت محمل ندارد اما خوب از آنجایی که تقریبن بخش اعظم کارهای من فاقد تحلیل منطقی بوده و حتی بنا بر برخی احادیث و روایات من و منطق، جنیم و بسم الله فلذا این نوشته را مینویسم هم من باب ختم به خیر سری نامه ها و هم از جهت عرض تولد مبارک به حضرتعالی!

این نوشته رو میتوانی در حکم یک تعهد نامه تلقی کنی،از همان تعهد ها که وقتی نمره زاغارت داشتیم در مدرسه و یا انگشت میکردیم توی چشم همکلاسی محترم-به جان خودم صرفن توی چشمش-والدین محترممان می آمدند و متعهد میشدند از طرف ما و اما تعهد:

۱-من قول شرف میدهم که تا آنجا که این هرمس پدر سوخته بگذارد در همه مراحل زندگی رو راست باشم با تو و سخنی جز راست نگویم.هر جا هم که هرمس شیطنت کرد خودم بیاورمش کت بسته من باب تنبیه تحویل شما بدهمش تا بابایش بیاید جلوی چشمش

۲-من متعهد میشوم هیچ وقت انقدر زیاد نزدیک نشوم که هوا هم از بینمان رد نشود و شما برای استنشاق کمی هوا مجبور شید با ناز بفرمایید اه یکمی برو عقب خوب.قطعن موارد خاص از حساب این بند به تشخیص هر دویمان خارج خواهد بود

۳- من قول میدهم از دوست داشتن زندان نسازم.کلن جدا از اهداف متعالی انسان دوستانه،باور کنی یا نه من زندان بان خوبی نیستم.همین که فکر کنم یک نفر هی منتظر من است که برایش غذا بیارم و ببرمش هواخوری در ساعات مشخص و از همه مهتر روزی سه بار بیایم ببرمش دستشویی باعث مزید افسردگی و گرفتگی عروق کرونر قلبم میشود

۴-من تعهد وجدانی میدهم همیشه و در هر زمان،هر کاری از دستم بربیاید انجام بدهم تا تو به آنچه که دلت میخواهد برسی.بدیهیست من مسوول این قضیه نیستم اما در بخش لجستیک میتوانی به خفن ترین فرمی روی من حساب کنی.طبق آیین نامه شورای مهرورزان نهاد ریاست جمهوری،بخش لجستیک این پروژه از حمایت عاطفی شروع شده و بنا به زمان و مکان عوض کردن کهنه بچه را هم در بر میگیرد

۵-به سبیل شاه عباس قسم که اگر کسی گفت هر چی تو بخوای عزیزم خالی بسته ناجور.هر آدمی در یک رابطه دو نفره مرز دارد و من هم چون با وجود تلاشهای برخی دیرینه شناسان هنوز در دامنه آدمها طبقه بندی میشوم برای خودم مرز دارم.اما به سبیل همان موجود فوق الذکر که اولن تمام مرزهایم را روشن و شفاف میذارم وسط و ثانین متعهد میشوم بعدها هی تنگ و گشاد نکنم این مرزها را-کلن من میانه چندانی با تنگ و گشاد کردن ندارم قربانت بروم-متقابلن مرزهای شما هم با حداکثر قوا رعایت خواهد شد اگر خداقبول کند و اقام امام رضا بطلبد

فعلن زیاده عرضی نیست.باقی بقایت در تک تک لحظاتم

پی نوشت یک:برخی معاندین عطف به بند نخست تعهد نامه بر این باورند که شرافت من به کسی وصال نخواهد داد که همین جا تکذیب میشود

پی نوشت ۲:من باب محکم کاری عاطفی:دورت میگردم خفن!

لینک
پنجشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٦ - امیر